| یادداشت شماره 79: دا |
| ساعت ۱۱:۳٧ ب.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳۸٧ |
|
١- کتابِ شریفِ "دا" را حتما بخوانید. متن کتاب صادقانه به نظر میرسد و جدای از جنبههای تاریخی – عاطفی درسهای بسیاری برای آموختن دارد. به قول دکتر نایبی : درسهای زندگی دوستان عاطفی به هنگام تلاوت، جعبهی دستمال کاغذی کنار دستشان باشد چون من که کرگدن هستم 3-4 بار اشکم درآمد و دوبار بغضم بدجور ترکید و زار زار گریه کردم(قسمت شهادت پدر و شهادت علی)! خلاصه این شد که پیامک فرستادم به دوستان: "کتاب شریف دا، سورهی مهر ، همه باید بخوانندش، مخصوصا انقلابی شدههای از سر سیری!" مخصوصا آقایان ستادی! آقایان پشت جبهه! آقایان سنگر علم! آنهایی که برای تماشا و عکس یادگاری هم نرفتند و بعضا امروز شعار وااسلامای خودشان و اولادشان از همه بلندتر است. ٢- سرعت روایت، بعد از واقعهی مجروحیت خانم حسینی تند شده و میتوانست بهتر باشد. مثلا مشکلات خانوادههای جنگزده – به خصوص مشکلات فرهنگی که اشاراتی به آنها شده – میتوانست بهتر و مفصلتر بیان شود (لابد آن وقت بنیاد شهید مدعی میشد؟!) مسئلهای که حقیقتا مغفول است و من چندبار اینجا اشاراتی کردهام. ٣- حیف است کتابی به این عظمت و درسآموزی فقط از زاویه "مصیبت" مورد توجه واقع شود. متاسفانه اکثر اظهارنظرها دربارهی کتاب از این دست بوده است. ۴- یکی از ضعفهای کتاب پاورقیهاست. کتابهای خاطرات عزت شاهی، خانم دباغ و احمد احمد (هرسه حاصل کار محسن کاظمی) نقطهی قوتی دارند و آن اینکه در پاورقیها توضیح مختصری درباره افراد و احیانا وقایع یا سازمانهابی که نامشان به میان آورده میشود آمده است. گرچه همهی آنچه نوشته شده صحیح نیست اما جالب است. سرخطهای خوبی دستت میدهد. مثل کتاب جریانها و سازمانهای مذهبی- سیاسی ایران نوشتهی رسول جعفریان. ۵- نکتهی دیگر در مورد توصیف شخصیت اصلی کتاب است. کتاب تصویر کاملی از شخصیت خانم حسینی قبل از جنگ نمیدهد و صرفا گزارشی از زندگی ایشان میدهد این است که یکی از دوستان که با دقت کتاب را خوانده پیامک داد: "خانم حسینی تا قبل از جنگ یه دختر شدیدا عاطفی و وابسته به خانواده است و به تعبیر من لوسه (البته تو فقر و سختی هم بزرگ شده) هیچ وقت انگار کنجکاو نمیشه که باباش (که از مبارزین سال 42 به اینوره اونم با اون فاصله از قم!) به چی فکر میکنه؟ یا چه نواری گوش میده؟یا برا چی زندان میره؟ یا چرا همه دوستش دارن؟همینطور راجع به برادرش ... تعاملش با اینا اغلب فقط نوازش و ماچ و قربان و صدقه رفتنه ار هم چنین دختری بعدا این همه درک و فهرمانی و استقامت می بینیم، اصلا نمیفهمم!" اما آنچه به ذهن من میرسد: همانطور که اشاره شد کتاب در جواب بسیاری از سئوالات از جنس بالا "ساکت" است. به علاوه سن ایشان مگر چقدر بوده آن زمان؟ (متولد 1342 هستند) سطح امکانات؟ فضای دهههای 40 و 50 خاصه در شهرستانها و شهر بصرهی عراق؟ و نیز تفاوت "آدم"ها در امور عقلی، احساسی و... همین جنس سوالات در مورد سایر افراد موثر در انقلاب و جنگ مطرح میشود و البته برای هر فرد با توجه به مختصاتش جوابی باید داد اما از این اصل کلی نباید غفلت کرد که یکی از شگفتیهای انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی(ره) و سایر انسانهای بزرگ همین است. زنده کردن ظرفیتهای بالقوه انسانها آن چیزی که شهید آوینی از آن به "حسینی شدن " تعبیر کرد. فتامل! گرچه اینها نافی و تخفیفدهندهی "انتخاب" نیست و خانم حسینی هم میتوانست مثل خیلی دخترهای هم سن و سالش همان روز اول با خانواده از خرمشهر برود و مطمئنا امروز ملامت نمیشد اما دیگر "دا" هم خلق نشده بود. خلاصه نه اطلاعات کافی است نه قضاوت به این سادگی! ۶- خواندن تاریخ و خاصه تاریخ شفاهی جزء لذتبخشترین کارهاست. به شرطی که دچار قضاوتهای یک طرفه نشویم. حرف دو طرف دعوا را بشنویم. از افراد بت نسازیم و یادمان نرود که فقط پیامبران و ائمه(علیهم السلام) معصوم بودند. لذا قضیه را خیلی سیاه و سفید نکنیم. از سویی، مقتضیات آن زمان را هم در تحلیلهایمان لحاظ کنیم. این است که تاریخ "عبرت" است نه نسخهای برای کپیبرداری!
٧- کتاب به شدت قابلیت فیلمنامه شدن را دارد اما از حضرات خواهش میکنم این کار را نکنند. مسئله من این نیست که چه کسی و با چه سلیقهای باید این فیلم را بسازد. همین جا بگویم که "گیلانه" خانم بنی اعتماد شرف دارد به آثار سطحی و ضعیف آقایان مدعی ارزشها! ( مجموعه برنامههای دو قدم مانده به صبح در مورد سینما را یک سالی پیگیری کردم. چند حرف حساب از دل این برنامهها در آمد: یکی حرف حبیب احمدزاده بود که با صراحتی مثال زدنی گفت: گویا در کشور ما آزمون ضریب هوشی میگیرند و هرکسIQ کمتری داشت میشود مسئول فرهنگی! دومی را یادم نیست کی گفت: کی قرار است به هنرمندان اعتماد کنید؟ مثلا تا کی کسانی که امتحانشان را هم پس دادهاند باید درگیر ممیزی و ... باشند؟ هفته پیش هم جعفری جلوه آمد (پس از مدتها که قرار بود بیاید و نمیآمد!) سه شنبه این هفته هم ادامه برنامه هفته قبل با ایشان است. بنشینید تا ببینید امثال او چگونه در سر کار گذاشتن ملت و رزومه دادنهای مفت! تخصص دارند! یعنی گند میزنند به همه چیز و بعد با چهرهای معصوم و حق به جانب و فرهنگی! مینشینند حرفهای روشنفکری میزنند! ببینید تا باورتان شود! ) به علاوه این فیلم "جلوههای ویژه" میخواهد، در حد "نجات سرباز رایان"! داریم؟ اصلا اجازه میدهیم صحنههای دلخراش داستان ساخته و پخش شود؟ ما جنگنرفتهها تصویری از "ترکش"، "خمپاره" و... داریم؟ فقط "تیر" (آن هم در حد کلاش یا ژ-3)! یکبار "نجات سرباز رایان" ساختهی حضرت اسپیلبرگ به خصوص صحنهی اول فیلم (حملهی نیروهای متفقین به ساحل) و بعد از حمله که کشتهها کنار ساحل افتادهاند و موجهایی که به کناره میرسند از خون قرمزند! و یا یکی از سکانسهای پایانی جایی که تام هنکس به بروبچز میگوید "earn it!" و بر میگردیم به زمان حال... فرض کنید صحنههای اجساد یا آنجا که پای خانم حسینی در شکم شهیدی فرو میرود و.... بخواهد پخش شود! نه حضرات شما این کاره نیستید! نه به لحاظ تئوری نه به لحاظ تکنیکی! توان ساخت آن را ندارید! بفرستید دنبال برادر استیون! ایشان بسازد یا از خیرش بگذرید و رؤیای خوش کتاب را خراب نکنید! روزی رفتم آلبوم یکی از بچههای پاکار جنگ شهر خودمان را ورق زدم. واویلا بود. درست مثل کتاب دا! کف وانت پر بود از جنازههای سوخته! یا نهری که اجساد شهدا کاملا سطحش را پوشانده بود و یا خاطرات کسانیکه در عملیات رمضان بودهاند یا فکه و .... اما ما چه نشان ملت دادهایم! حاجی سیدتو کشتن! و مستندها را هم به بهانههای واهی " آقا با این تصاویر روحیه مردم مکدر میشود" پخش نکردیم و حالا که یک صدم از آن کاری که وظیفه دارند و پول میگیرند بابتش را انجام میدهند حال کردهایم و خدا میداند پشت پرده چه خبر است (عین جملاتی که پارسال در مورد عملکرد صدا وسیما در دهه فجر گفتم)
٨- کار که به اینجا میرسد دلم میگیرد که چرا این سالها کسی نرفت سراغ مرحوم جنتی رضوی و خاطرات او را ثبت نکرد و بخشی از آن مقدار که خودش نوشته بود (که گویا کم هم نبوده) توسط دوستان وزارت وخیمه اطلاعات به غارت رفت. امثال او که قرار است نادیده گرفته شوند کم نیستند. چه در انقلاب و چه در جنگ! اما تاریخ قضاوتش را میکند. شاید از این کارها برای امروز و فردای آقایان "نان" در بیاید اما با قضاوت تاریخ که بسیار هم بیرحم است و خیلی هم "مقدسات" سرش نمیشود چه میکنید! خیلی دلم میخواهد بدانم 100 سال دیگر درمورد بسیاری از این آقایان ریز و درشت امروز چه میگویند!
ببینید: یادداشت حبیب احمدزاده برای دا |
| مشخصات نویسنده |
|
پروفایل مدیر : مجتبی حاجی قاسمی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
|
|
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |
| نویسندگان همکار |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|

